فروبومان هم بايد در زيارتها سهمي داشته باشد، ولي تنها يك متن قابل اطمينان را ميتوانم ذكر كنم و آن رسالهاي است از حدود 1380 حاوي توصيف راههاي زيارتي كه از نروژ به كشورهاي مختلف اروپا منتهي ميگردد، جز بريتانيا و پرتغال. البته راهنامهٴ يوهان اوترختي يا ترجمهٴ هلندي آن را هم ميتوان ذكر كرد: ولي صحت و اعتبار آن هم بيش از سفرنامهٴ مندويل در ميان آثار انگليسي نيست. سفرنامهٴ هلندي بعدي در سال 1403 نوشته شد؛ هنگامي كه ژيلبر دولانوي (1386ـ1462)، شهسوار معروف بلژيكي1، نخستين سفرش را به خاور نزديك انجام داد. اين ژيلبر نوع برجستهاي از شهسواران ماجراجو بود كه خدمت نظامي خود را از سال 1399 آغاز كرد، زماني كه درست سيزدهسال داشت، و عمرش را در مقام سپاهي ، سياستپيشه و مقام دولتي دوكهاي بورگوندي گذراند. در سراسر اروپا سفر و جنگ كرد، ازجمله در روسيه، خاورنزديك، و شمال آفريقا. سهبار به خاورنزديك رفت 1403ـ1404، 1421ـ1423، 1446ـ1447. شرح سفرها و سفارتهايش و دو كتاب دستورات اخلاقي را بهزبان فرانسه نوشت. ولي همهٴ اينها مربوط به سدهٴ پانزدهم است، ولو اينكه ژيلبر خود زادهٴ اواخر سدهٴ چهاردهم بود.
از هلندياني كه در اين بخش ذكر شدند، دوتن جنوبي (بلژيكي) بودند، يعني ژان ايپرايي و ژيلبر دولانوي و دوتن شمالي (اهل هلند كنوني)، يوهان اوترختي و مارسيليوسفان اينگن. همه جز ژيلبر به لاتيني نوشتند؛ دو بلژيكي به فرانسه هم نوشتند، ولي نه به هلندي. اين مطلب مستلزم توضيحاتي است. مسئلهٴ لانوي ساده است؛ وي از بستگان دربار بورگوندي و سياستپيشه بود. در آن هنگام، فرانسه زبان سياسي اصلي بهشمار ميرفت، بهويژه در خاور نزديك. اما ژانِ دراز با اينكه در ايپرا، در قلب فلاندر زاده شد، ولي در پاريس تحصيل كرده و به صومعهٴ سن بِرتين در سنتاومر فرستاده شده بود و هجده سال رياست آن صومعه را برعهده داشت (1365ـ1383).
در آن زمان، كنتنشين آرتوا (كه تقريباً معادل استان پادوكاله بود) پيوندهاي زيادي با دوكنشين بورگوندي داشت كه توصيفش دشوار است. مردم آرتوا، بهويژه اهل سنت اومر نيمي فلاندري و نيمي فرانسوي بودند؛ احتمالاً طبقهٴ مرفه به زبان فرانسه سخن ميگفتند. بهترين گواه داستان درباري كتاب
سه شهسوار كنتِآرتوا و همسرش است، كه اندكي پس از آن نوشته شده و يكي از زيباترين يادگارهاي نثر كهن فرانسه است. داستان در اطراف شخصيت افسانهوار فيليپ دوبورگوني متولد سال 1323، پسر اود چهارم (كنت آرتوا 1330ـ1347)، و ژان دوفرانس پديد آمد. او در سال 1338 با ژان دو بولوني ازدواج كرد و در سال 1346 در محاصرهٴ اِژيون درگذشت. البته او پيش از پدرش